typecast

type·cast/ˈtaɪpkɑːst/
typecategory or kindcastto assign a role
verb (فعل)commonpast (گذشته): typecastpast participle (مفعولی): typecast-ing (حال): typecasting3rd (سوم): typecasts

فعل — در نقش کلیشه‌ای قرار دادن

در نقش کلیشه‌ای قرار دادنکلیشه‌ای کردن

بازیگری را بارها در نقش‌های مشابه قرار دادن، به طوری که گرفتن نقش‌های متفاوت برایش دشوار شود.

To repeatedly assign an actor to the same type of role, making it difficult for them to get other kinds of parts.

«او بیشتر دوران کاری‌اش در نقش آدم بد کلیشه‌ای شده بود.»

He was typecast as the villain for most of his career.

«بازیگر سعی کرد بعد از اولین موفقیت بزرگش کلیشه‌ای نشود.»

The actress tried to avoid being typecast after her first big success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pigeonholeدسته‌بندی کردن

غیررسمی. وقتی به محدود کردن کسی در یک دسته خاص اشاره دارد، با 'typecast' قابل تعویض است. 'کارگردان او را به عنوان شخصیت منفی کلیشه‌ای کرد' درست است، اما 'او توسط کامپیوتر دسته‌بندی شد' درست نیست، در حالی که 'اطلاعات توسط کامپیوتر نوع‌بندی شد' درست است.

Informal. Interchangeable with 'typecast' when referring to limiting someone to a particular category. 'The director pigeonholed her as a villain' works, but 'She was pigeonholed by a computer' doesn't, whereas 'The data was typecast by a computer' does.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000