pigeonhole

pigeon·hole/ˈpɪdʒɪnhoʊl/
pigeona type of birdholean opening or compartment
1noun (اسم)commonplural (جمع): pigeonholes

اسم — جاپستی

جاپستیخانه نامه

یک بخش کوچک یا محفظه برای مرتب‌کردن یا نگهداری کاغذها یا نامه‌ها.

A small compartment or slot for sorting or storing papers or mail.

«نامه را در جاپستی خودش گذاشت.»

He put the letter in his pigeonhole.

«اداره جاپستی برای هر کارمند دارد.»

The office has pigeonholes for each employee.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): pigeonholedpast participle (مفعولی): pigeonholed-ing (حال): pigeonholing3rd (سوم): pigeonholes

فعل — رده‌بندی کردن

رده‌بندی کردندسته‌بندی کردن

قرار دادن کسی یا چیزی در یک دسته‌بندی ثابت، اغلب ناعادلانه یا زودهنگام.

To assign someone or something to a fixed category, often unfairly or prematurely.

«من را فقط به خاطر لهجه‌ام رده‌بندی نکن.»

Don’t pigeonhole me based on my accent.

«منتقدان هنرمند را ناگهانی و ناعادلانه دسته‌بندی کردند.»

The critics pigeonholed the artist unfairly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
categorizeدسته‌بندی کردن

رایج. معنای مشابه ولی 'پیدژنهول' اغلب بار منفی محدود کردن یا ناعادلانه بودن دارد.

Common. Similar meaning but 'pigeonhole' often implies limitations or unfair categorization.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000