adjective (صفت)formal
صفت — دست نخورده
دست نخوردهکسب نشده
چیزی که به دست نیامده، کسب نشده یا یاد گرفته نشده باشد.
Not obtained, gained, or learned.
«این مهارت به دلیل فقدان تمرین کسب نشده بود.»
“The skill remained unacquired due to lack of practice.”
«عادتهای کسب نشده سختتر تغییر میکنند.»
“Unacquired habits are harder to change.”