unanimity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

u·na·nim·i·ty/ˌjuːnəˈnɪməti/
uni-one-anim-mind / spirit-itystate / quality
noun (اسم)common

اسم — اتفاق آرا

اتفاق آراهمدلییکپارچگی

توافق کامل همه افراد درگیر؛ اتفاق آرا.

Agreement by all people involved; complete agreement.

«هیئت منصفه با اتفاق آرا به رأی رسید.»

The jury reached a verdict with unanimity.

«دستیابی به اتفاق آرا در این موضوع دشوار خواهد بود.»

Achieving unanimity on this issue will be difficult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accordوفاق

رسمی. به معنای توافق یا هماهنگی است. 'دو طرف به وفاق رسیدند'. 'Accord' همچنین می‌تواند به معنای معاهده یا توافق رسمی باشد، در حالی که 'unanimity' به طور خاص به وضعیت توافق کامل در میان یک گروه اشاره دارد.

Formal. Means agreement or harmony. 'The two parties reached an accord'. 'Accord' can also mean a treaty or formal agreement, whereas 'unanimity' specifically refers to the state of total agreement among a group.

consensusاجماع

متداول. توافق عمومی، اما نه لزوماً اتفاق آرا کامل؛ نظر اکثریت قوی می‌تواند یک اجماع باشد. 'یک اجماع عمومی وجود داشت'. 'Unanimity' قوی‌تر است، به این معنی که همه موافق هستند.

Common. General agreement, but not necessarily total unanimity; a strong majority view can be a consensus. 'There was a general consensus'. 'Unanimity' is stronger, meaning everyone agrees.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000