accord

ac·cord/əˈkɔːrd/
1noun (اسم)formalplural (جمع): accords

اسم — توافق

توافقپیمان

توافق یا پیمان رسمی بین گروه‌ها یا کشورها.

An official agreement or treaty between groups or countries.

«دو کشور پیمان صلح امضا کردند.»

The two countries signed a peace accord.

«کارگران با مدیریت به توافق رسیدند.»

The workers reached an accord with management.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agreementتوافق

همایند رایج برای درک رسمی یا معامله بین طرفین.

Common synonym for formal understanding or deal between parties.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): accordedpast participle (مفعولی): accorded-ing (حال): according3rd (سوم): accords

فعل — اعطا کردن

اعطا کردندادن

دادن یا اعطای قدرت، جایگاه یا شناخت به کسی.

To give or grant someone power, status, or recognition.

«آن‌ها به‌خاطر کارش به او افتخارات ویژه‌ای دادند.»

They accorded her special honors for her work.

«کمیته به او عضویت کامل اعطا کرد.»

The committee accorded him full membership.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grantاعطا کردن

همایند رسمی که اغلب در زمینه‌های رسمی به کار می‌رود.

Formal synonym often used in official contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000