noun (اسم)formal
اسم — واقعیت انجام شده
واقعیت انجام شدهکاره تمامشده
کاری که قبلاً انجام شده و قابل بازگشت نیست؛ واقعیت یا عملی که قبلاً صورت گرفته.
Something that has already been done and is irreversible; a fact or deed already completed.
«وقتی رسیدیم، تصمیم از پیش گرفته شده بود.»
“The decision was a fait accompli by the time we arrived.”
«استعفای او کاری انجام شده بود و قابل مذاکره نبود.»
“His resignation was an accompli, not negotiable.”