uncap

un·cap/ʌnˈkæp/
un-negation / notcapcover or top for a container
verb (فعل)commonpast (گذشته): uncappedpast participle (مفعولی): uncapped-ing (حال): uncapping3rd (سوم): uncaps

فعل — درآوردن سرپوش

درآوردن سرپوشبرداشتن در

برداشتن درِ یک ظرف یا سر چیزی مانند بطری یا خودکار.

To remove the cap or cover from something, especially a bottle or pen.

«او قبل از نوشتن خودکار را باز کرد.»

He uncapped the pen before writing.

«او در بطری آب را برداشت.»

She uncapped the bottle of water.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000