uncalculated

un·cal·cu·lat·ed/ʌnˈkælkjəˌleɪtɪd/
un-notcalculatedplanned or intended
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more uncalculatedsuperlative (عالی): most uncalculated

صفت — محاسبه‌نشده

محاسبه‌نشدهناخواستهخودبه‌خودی

از قبل برنامه‌ریزی، قصد یا به دقت بررسی نشده؛ خودبه‌خودی یا تصادفی.

Not planned, intended, or considered carefully in advance; spontaneous or accidental.

«حرکت محاسبه‌نشده او همه را شگفت‌زده کرد.»

His uncalculated move surprised everyone.

«این یک ریسک محاسبه‌نشده بود که نتیجه داد.»

It was an uncalculated risk that paid off.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unplannedبرنامه‌ریزی نشده

متداول. هنگام اشاره به رویدادها، اقدامات یا تصمیماتی که برای آنها برنامه‌ریزی نشده بود، مستقیماً قابل تعویض است. 'یک سفر برنامه‌ریزی نشده' کار می‌کند، 'یک سفر محاسبه‌نشده' نیز کار می‌کند.

Common. Directly interchangeable when referring to events, actions, or decisions that were not prepared for. 'An unplanned trip' works, 'An uncalculated trip' works.

spontaneousخودبه‌خودی

متداول. می‌تواند قابل تعویض باشد وقتی بر عملی یا رویدادی که به طور طبیعی و بدون پیش‌فکر رخ می‌دهد، تأکید شود. 'یک تصمیم خودبه‌خودی' کار می‌کند، 'یک تصمیم محاسبه‌نشده' نیز کار می‌کند. 'احتراق خودبه‌خودی' کار می‌کند، 'احتراق محاسبه‌نشده' کار نمی‌کند.

Common. Can be interchangeable when emphasizing an action or event happening naturally without forethought. 'A spontaneous decision' works, 'An uncalculated decision' works. 'Spontaneous combustion' works, 'Uncalculated combustion' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000