uncombed

un·combed/ʌnˈkoʊmd/
un-negation / notcombedarranged or brushed hair
adjective (صفت)common

صفت — شانه‌نشده

شانه‌نشدهنامرتب

مو که شانه یا مرتب نشده باشد.

Hair that has not been brushed or tidied.

«او با موی نامرتب از خانه بیرون رفت.»

He left the house with uncombed hair.

«موهای شانه‌نشده‌اش به او ظاهری وحشیانه داد.»

Her uncombed hair gave her a wild look.

تفاوت با واژه‌های مشابه
untidyنامرتب

روزمره/غیررسمی. در توصیف موهای نامرتب می‌توانند جایگزین هم باشند مانند 'موهای نامرتب' و 'موهای شانه‌نشده'. ولی untidy برای بی‌نظمی‌های کلی‌تر هم به‌کار می‌رود.

Common/informal. Interchangeable in everyday speech to describe messy hair, e.g. 'untidy hair' and 'uncombed hair'. Used more generally for disorder beyond hair.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000