uncommunicable

un·com·mu·ni·ca·ble/ʌnkəˈmjuːnɪkəbl/
un-notcommunicableable to be shared or transmitted
adjective (صفت)formal

صفت — غیرقابل انتقال

غیرقابل انتقالناگفتنی

قابل انتقال یا بیان نبودن؛ نشدنی برای به اشتراک گذاشتن.

Unable to be communicated, shared, or expressed.

«برخی احساسات با کلمات قابل بیان نیستند.»

Some feelings are uncommunicable in words.

«تجربه او برای دیگران قابل انتقال نبود.»

His experience was uncommunicable to others.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000