در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل انتقال یا بیان نبودن؛ نشدنی برای به اشتراک گذاشتن.
Unable to be communicated, shared, or expressed.
«برخی احساسات با کلمات قابل بیان نیستند.»
“Some feelings are uncommunicable in words.”
«تجربه او برای دیگران قابل انتقال نبود.»
“His experience was uncommunicable to others.”