uncomfort

un·com·fort/ʌnˈkʌmfərt/
un-notcomforta state of physical ease or freedom from pain
noun (اسم)common

اسم — ناراحتی

ناراحتیرنجش

حالت یا احساس ناراحتی یا رنجش.

A state or feeling of discomfort or distress.

«صندلی بعد از نشستن طولانی باعث ناراحتی شد.»

The chair caused uncomfort after long sitting.

«او در اتاق پر سر و صدا احساس ناراحتی کرد.»

She felt uncomfort in the noisy room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
discomfortرنجش

بسیار رایج. در بسیاری از موارد به معنی ناراحتی خفیف است.

Very common. Synonymous in many contexts referring to mild pain or unease.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000