unconfident

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·con·fi·dent/ʌnˈkɒnfɪdənt/
un-negation / notconfidenthaving confidence, sure-entadjective forming suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unconfidentsuperlative (عالی): most unconfident

صفت — بی‌اعتماد به خود

بی‌اعتماد به خودنامطمئن

فاقد اعتماد به نفس؛ بدون اطمینان از خود.

Not having or showing confidence; lacking self-assurance.

«او قبل از امتحان احساس بی‌اعتمادی به خود داشت.»

She felt unconfident before the exam.

«رفتار نامطمئن او باعث شد به سختی به او اعتماد کنند.»

His unconfident manner made it hard to trust him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diffidentبی‌اعتماد به نفس

رسمی. برای افراد خجالتی یا کم‌رو استفاده می‌شود؛ در زمینه فقدان اعتماد به نفس قابل تعویض است.

Formal. Often used to describe shy or reserved people; interchangeable in contexts describing lack of self-confidence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000