در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
غیرممکن برای تعیین زمان یا دوره زمانی چیزی.
Not possible to determine the age or time period of something.
«به دلیل نبود نشانهها، این قطعۀ تاریخی غیرقابل تاریخگذاری است.»
“The artifact is undatable due to lack of clues.”
«نسخههای خطی بدون تاریخ در آن دوره رایج بودند.»
“Undatable manuscripts are common from that era.”