unforgiving

un·for·giv·ing/ˌʌnfərˈɡɪvɪŋ/
un-notforgiveto pardon-ingadjective form
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unforgivingsuperlative (عالی): most unforgiving

صفت — بخشنده نبودن

بخشنده نبودنسخت‌گیرانه

تمایلی به بخشیدن اشتباهات یا خطاها ندارد؛ سخت‌گیرانه.

Not willing to forgive mistakes or offenses; harsh.

«بیابان برای مسافران سخت و غیرقابل گذشت است.»

The desert is unforgiving to travelers.

«طبع بی‌گذشت او باعث بی‌محبوبیتش شد.»

His unforgiving nature made him unpopular.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sternسخت‌گیر

رایج. سخت یا جدی، اغلب درباره نگرش یا محیط به کار می‌رود.

Common. Strict or severe, often used for attitude or environment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000