در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تمایلی به بخشیدن اشتباهات یا خطاها ندارد؛ سختگیرانه.
Not willing to forgive mistakes or offenses; harsh.
«بیابان برای مسافران سخت و غیرقابل گذشت است.»
“The desert is unforgiving to travelers.”
«طبع بیگذشت او باعث بیمحبوبیتش شد.»
“His unforgiving nature made him unpopular.”
رایج. سخت یا جدی، اغلب درباره نگرش یا محیط به کار میرود.
Common. Strict or severe, often used for attitude or environment.