در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل unfurl؛ باز کردن یا پهن کردن چیزی که لوله یا تا شده باشد، مثل پرچم یا بادبان.
Past tense of unfurl; to unfold or spread out something rolled or folded, such as a flag or sail.
«آنها در مراسم پرچم را باز کردند.»
“They unfurled the flag at the ceremony.”
«بادبان برای گرفتن باد باز شد.»
متداول. باز کردن چیزی که پیچیده شده، مشابه 'unfurl'.
Common. To spread out something rolled, similar to 'unfurl'.