در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی که شنیده نشده یا به آن توجهی نشده است.
Not perceived by the ear; not listened to or acknowledged.
«فریادهای کمک خواهی او در طوفان شنیده نشد.»
“Her cries for help went unheard in the storm.”
«طرف او از داستان ناشنیده باقی ماند.»
“His side of the story remained unheard.”
رایج. میتواند جایگزین unheard شود وقتی به چیزی اشاره دارد که مشاهده یا شناخته نشده، نه فقط صدا. «تلاشهای او بیتوجه ماند» و «درخواست او شنیده نشد» کاربرد دارد.
Common. Can replace 'unheard' when referring to something not being observed or recognized, not necessarily just sound. 'His efforts went unnoticed' works, 'Her plea went unheard'.
روزمره. بر تصمیم فعال برای عدم توجه یا پاسخ تأکید میکند، برخلاف unheard که صرفاً به این معنی است که چیزی شنیدنی نبوده است. «توصیه او نادیده گرفته شد» به عمدی بودن اشاره دارد.
Everyday. Emphasizes an active decision to not pay attention or respond, unlike 'unheard' which can simply mean something wasn't audible. 'Her advice was ignored' implies intent.