در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نه شل و سست؛ سختگیر، محکم یا دقیق.
Not lax; strict, tight, or firm.
«قوانین سختگیرانه و به دقت اجرا شدند.»
“The rules were unlax and strictly enforced.”
«او رویکرد سختگیرانهای نسبت به انضباط داشت.»
“He took an unlax approach to discipline.”
رایج. به معنی سخت یا محکم، اغلب در برخی زمینهها قابل تعویض است.
Common. Means rigid or firm, often interchangeable with 'unlax' in some contexts.