unlax

un·lax/ʌnˈlæks/
un-notlaxnot strict or tight
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): unlaxersuperlative (عالی): unlaxest

صفت — سختگیر

سختگیرسفت

نه شل و سست؛ سخت‌گیر، محکم یا دقیق.

Not lax; strict, tight, or firm.

«قوانین سختگیرانه و به دقت اجرا شدند.»

The rules were unlax and strictly enforced.

«او رویکرد سختگیرانه‌ای نسبت به انضباط داشت.»

He took an unlax approach to discipline.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strictسخت‌گیر

رایج. به معنی سخت یا محکم، اغلب در برخی زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Means rigid or firm, often interchangeable with 'unlax' in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000