noun (اسم)archaic
اسم — بدشانسی
بدشانسیبیفرّی
وضعیتی که در آن خوششانسی کم یا بدشانسی وجود دارد.
The state of having bad fortune or experiencing misfortune.
«او حادثه را به بدشانسیاش نسبت داد.»
“He blamed his unluck for the accident.”
«بدشانسی تمام روز همراهش بود.»
“Unluck followed him all day.”
تفاوت با واژههای مشابه
misfortune— بدبیاری
رایج. به معنی بدشانسی یا اتفاقات ناخوشایند است و اغلب قابل تعویض.
Common. Means bad luck or adverse events, often interchangeable.