در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی بدشانس یا ناموفق؛ بهدلیل بدشانسی.
In an unlucky or unfortunate manner; by bad luck.
«بدشانسی، باران برنامههایشان را خراب کرد.»
“Unluckly, the rain ruined their plans.”
«او بدشانسی قطار را از دست داد.»
“He unluckly missed the train.”
رایج. بیان تأسف یا بدشانسی است، قابل تعویض.
Common. Expresses regret or bad luck, interchangeable.