unluckly

un·luck·ly/ʌnˈlʌkli/
un-negation / notlucklyby good fortune
adverb (قید)informaltype (نوع): manneradjective (صفت): unluckyposition (جایگاه): end

قید — بدشانسی

بدشانسیناسازگاری

به شکلی بدشانس یا ناموفق؛ به‌دلیل بدشانسی.

In an unlucky or unfortunate manner; by bad luck.

«بدشانسی، باران برنامه‌هایشان را خراب کرد.»

Unluckly, the rain ruined their plans.

«او بدشانسی قطار را از دست داد.»

He unluckly missed the train.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unfortunatelyمتأسفانه

رایج. بیان تأسف یا بدشانسی است، قابل تعویض.

Common. Expresses regret or bad luck, interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000