unmould

un·mould/ʌnˈmuːld/
un-negation / reverse actionmouldto shape or form
verb (فعل)technicalpast (گذشته): unmouldedpast participle (مفعولی): unmoulded-ing (حال): unmoulding3rd (سوم): unmoulds

فعل — از قالب خارج کردن

از قالب خارج کردنشکل‌زدایی کردن

خارج کردن چیزی از قالب یا برگرداندن فرایند شکل‌دهی.

To remove from or reverse the process of moulding or shaping; to take out of a mold.

«پس از سفت شدن، مجسمه را از قالب خارج کردند.»

They unmoulded the statue after it hardened.

«با دقت کیک را از قالب جدا کنید.»

Carefully unmould the cake from the pan.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000