unmount

un·mount/ʌnˈmaʊnt/
un-reverse actionmountto get on or attach
verb (فعل)commonpast (گذشته): unmountedpast participle (مفعولی): unmounted-ing (حال): unmounting3rd (سوم): unmounts

فعل — پیاده شدن

پیاده شدناز روی چیزی پایین آمدن

از اسب یا وسیله پایین رفتن؛ پیاده شدن.

To get down from a horse or vehicle; to dismount.

«او بعد از مسابقه از اسب پیاده شد.»

She unmounted her horse after the race.

«سوارکار با احتیاط پیاده شد.»

The rider unmounted carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dismountپیاده شدن

رایج. به‌طور خاص به معنی پیاده شدن از اسب یا وسیله نقلیه است.

Common. Specifically means to get off a horse or vehicle.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000