adjective (صفت)formal
صفت — دستنیافتنی
دستنیافتنیغیرقابل به دست آوردن
غیرممکن برای به دست آوردن یا دستیابی.
Impossible to get or achieve.
«آن کتاب نادر اکنون دستنیافتنی است.»
“That rare book is unobtainable now.”
«برخی اسرار همچنان غیرقابل دستیابی هستند.»
“Some secrets remain unobtainable.”
تفاوت با واژههای مشابه
unattainable— دستنیافتنی
روزمره/رسمی. هممعنی برای اهداف یا چیزهایی که نمیتوان به آنها رسید.
Everyday/formal. Synonymous in meaning, used to describe goals or things that cannot be reached.