unreason

un·re·ason/ʌnˈriːzən/
un-negation / notreasoncause or justification
noun (اسم)formal

اسم — بی‌عقلی

بی‌عقلیناخردی

کمبود دلیل، منطق یا عقل سلیم.

Lack of reason, logic, or good sense.

«تصمیم او بر پایه بی‌عقلی بود.»

His decision was based on unreason.

«بی‌عقلی اغلب به اشتباه منجر می‌شود.»

Unreason often leads to mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irrationalityغیرمنطقی

رسمی. تأکید بر نبود منطق یا دلیل است.

Formal. Emphasizes lack of logic or reason.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000