در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
غرق نشده؛ روی آب باقی مانده.
Not sinking; remaining afloat.
«کشتی غرقنشده از طوفان جان سالم به در برد.»
“The unsinking ship survived the storm.”
«آنها پیش از حرکت از غرقنشدن قایق مطمئن شدند.»
“They ensured the boat was unsinking before departure.”
رایج. به معنی شناور بودن روی آب؛ در زمینههای دریایی قابل جایگزین است.
Common. Means floating on water; interchangeable in marine contexts.