verb (فعل)formal
فعل — کفش یا نعل پای اسب را باز کردن
کفش یا نعل پای اسب را باز کردنبرداشتن کفش
برداشتن کفش یا نعل از پای حیوان، معمولاً اسب.
To remove a horseshoe or shoe from an animal's hoof or foot.
«کفشساز نعل اسب را قبل از معاینه دامپزشک برمیدارد.»
“The farrier will unshoe the horse before the vet checks it.”
«لطفاً کفش خرما را با دقت بردارید تا آسیب نبیند.»
“Please unshoe the mule carefully to avoid injury.”