unstack

un·stack/ˌʌnˈstæk/
un-to reverse the actionstackto pile things
verb (فعل)commonpast (گذشته): unstackedpast participle (مفعولی): unstacked-ing (حال): unstacking3rd (سوم): unstacks

فعل — بازکردن جای‌هم

بازکردن جای‌همبرداشتن از روی هم

برداشتن اشیاء از روی هم یا جدا کردن موارد روی هم چیده شده.

To remove items from a stack or pile, to separate stacked objects.

«جعبه‌ها را با دقت از روی هم برداشتند.»

They unstacked the boxes carefully.

«لطفاً پس از جلسه صندلی‌ها را باز کنید.»

Please unstack the chairs after the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
removeبرداشتن

رایج. وقتی درباره برداشتن از روی هم باشد قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when focusing on taking items away from a pile.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000