unstacking

un·stack·ing/ˌʌnˈstækɪŋ/
un-to reverse the actionstackto pile things-ingpresent participle / continuous action
noun (اسم)common

اسم — بازکردن جای‌هم

بازکردن جای‌همبرداشتن از روی هم

عمل برداشتن اشیاء از روی هم یا جدا کردن موارد چیده شده.

The act of removing items from a stack or pile.

«برداشتن جعبه‌ها چند دقیقه طول کشید.»

Unstacking the boxes took several minutes.

«بازکردن صندلی‌ها سریع انجام شد.»

The unstacking of chairs was completed quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000