unveiled

un·veiled/ʌnˈveɪld/
un-removeveilcover or hide-edpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): unveiledpast participle (مفعولی): unveiled-ing (حال): unveiling3rd (سوم): unveils

فعل — آشکار کردن

آشکار کردنرونمایی کردن

برداشتن پوشش یا نقاب برای نشان دادن چیزی به صورت عمومی برای اولین بار.

Removed a veil or covering to show something publicly for the first time.

«هنرمند امروز مجسمه جدیدش را رونمایی کرد.»

The artist unveiled her new sculpture today.

«آن‌ها مجسمه را در میدان شهر آشکار کردند.»

They unveiled the statue in the city square.

تفاوت با واژه‌های مشابه
revealedافشا شده

رایج. معمولاً زمانی که چیزی قبلاً پنهان شده نشان داده می‌شود قابل تعویض است.

Common. Generally interchangeable when showing something previously hidden.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000