vindictive

vin·dic·tive/vɪnˈdɪk.tɪv/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more vindictivesuperlative (عالی): most vindictive

صفت — انتقام‌جو

انتقام‌جوکینه‌توز

دارای تمایل شدیدی به انتقام گرفتن؛ بخشنده نبودن.

Having a strong desire for revenge; unforgiving.

«بعد از جر و بحث، انتقام‌جو شد.»

He became vindictive after the argument.

«او نسبت به دشمنانش برخورد کینه‌توز داشت.»

She showed a vindictive attitude toward her enemies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vengefulکینه‌توز

رسمی و قوی. تقریبا مترادف؛ هر دو بر انتقام‌جویی تاکید دارند.

Formal/strong. Nearly synonymous; both emphasize seeking revenge.

revengefulتمایل به انتقام داشتن

کم‌تر رایج؛ معنی مشابه ولی استفاده کمتر.

Less common; similar meaning but less frequent usage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000