فعل — دیدار کردن
عمل رفتن برای دیدن کسی یا چیزی، اغلب برای مدت کوتاه، به منظور تفریح، تجارت یا انجام وظیفه.
The action of going to see someone or something, often for a short time, for pleasure, business, or out of duty.
«آنها هفته آینده به دیدن پدربزرگ و مادربزرگ خود میروند.»
“They are visiting their grandparents next week.”
«او روز را به بازدید از موزه گذراند.»
“He spent the day visiting the museum.”
تفاوت با واژههای مشابه
کمی قدیمی یا رسمی. به دیدار کوتاه و اغلب اجتماعی اشاره دارد. میتواند برای دیدارهای اجتماعی جایگزین شود، اما 'visiting' برای همه انواع دیدارها کلیتر است. 'او به دیدن عمهاش رفت' درست است، اما 'دیدن یک موزه' غلط است.
Slightly dated or formal. Refers to a short, often social visit. Can be interchangeable for social visits, but 'visiting' is more general for all types of visits. 'She went calling on her aunt' works, but 'calling a museum' is incorrect.
رایج. به طور خاص به بازدید از چندین مکان یا جاذبه، اغلب به عنوان توریست، اشاره دارد. اگر فقط یک مکان درگیر باشد، قابل جایگزینی نیست. 'آنها در حال گشت و گذار در اروپا هستند' درست است، 'آنها در حال بازدید از اروپا هستند' نیز درست است، اما 'touring' یک برنامه سفر از پیش تعیین شده را نشان میدهد.
Common. Specifically implies visiting multiple places or sights, often as a tourist. Not interchangeable if only one location is involved. 'They are touring Europe' works, 'They are visiting Europe' also works, but 'touring' suggests a planned itinerary.
متضادها
صفت — بازدیدی
مربوط به دیدار یا بازدیدکنندگان.
Relating to a visit or visitors.
«تیم مهمان خوب بازی کرد.»
“The visiting team played well.”
«او یک استاد مدعو از خارج از کشور است.»
“She is a visiting professor from abroad.”