vivo

vi·vo/ˈviːvoʊ/
adverb (قید)formal

قید — به‌طور زنده

به‌طور زندهبا زندگی

در موسیقی، دستوری برای نواختن به شیوه‌ای زنده و پرجنب و جوش.

A musical direction indicating to perform in a lively or vivid manner (usually in sheet music).

«این قسمت را به‌صورت زنده و پرانرژی اجرا کن.»

Play this section vivo for more energy.

«ویولنیست کل قطعه را با جنب و جوش اجرا کرد.»

The violinist performed vivo throughout the piece.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000