verb (فعل)commonpast (گذشته): waggedpast participle (مفعولی): wagged-ing (حال): wagging3rd (سوم): wags
فعل — تکان دادن
تکان دادنجنباندن
چیزی را، به ویژه دم یا انگشت، سریع به جلو و عقب حرکت دادن.
Moves something, especially a tail or finger, quickly back and forth.
«سگ با خوشحالی دمش را تکان میدهد.»
“The dog wags its tail happily.”
«او انگشتش را برای هشدار دادن تکان میدهد.»
“He wags his finger to warn me.”