wag

/wæɡ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): waggedpast participle (مفعولی): wagged-ing (حال): wagging3rd (سوم): wags

فعل — تکان دادن

تکان دادنجنباندن

حرکت سریع و مکرر به عقب و جلو یا به یک طرف و دیگر، به‌ویژه دم حیوان.

To move or cause to move rapidly and repeatedly back and forth or side to side, especially the tail of an animal.

«سگ با خوشحالی دم خود را تکان داد.»

The dog wagged its tail happily.

«انگشتش را برای هشدار دادن تکان داد.»

She wagged her finger to warn him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
waveموج زدن

رایج. حرکت مشابه اما بیشتر برای اندام‌هایی مثل دست‌ها به کار می‌رود، کمتر برای دم.

Common. Similar movement but usually refers to appendages like hands, less for tails.

2noun (اسم)common

اسم — تکان دادن

تکان دادنجنبش دم

حرکت سریع و مکرر به عقب و جلو یا به یک طرف و دیگر، به‌ویژه حرکت دم حیوان.

A rapid back-and-forth or side-to-side movement, especially of an animal's tail.

«تکان دم سگ نشان می‌داد خوشحال است.»

The wag of the dog's tail showed it was happy.

«انگشتش به عنوان هشدار تکان خورد.»

There was a wag of his finger as a warning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000