wafted
فعل — به آرامی حرکت کردن
آرام و سبک در هوا یا روی آب به حرکت درآمدن یا حرکت دادن.
To move or be moved gently through the air or over water.
«بوی نان تازه از آشپزخانه به مشام میرسید.»
“The scent of fresh bread wafted from the kitchen.”
«دود به آرامی به سمت بالا حرکت میکرد.»
“Smoke wafted slowly upwards.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. معنای بسیار مشابهی دارد و حرکت منفعل را القا میکند. اغلب برای چیزهایی استفاده میشود که کنترلی بر جهت خود ندارند. 'A boat drifted down the river' درست است، 'The scent drifted through the room' درست است.
Common. Very similar in meaning, implying passive movement. Often used for things without control over their direction. 'A boat drifted down the river' works, 'The scent drifted through the room' works.
متداول. عمدتاً برای حرکت روی آب یا در هوا که جاذبه خنثی میشود، استفاده میشود و شناوری را القا میکند. 'A cork floated on the water' درست است. میتواند برای بوها استفاده شود، اما 'wafted' برای حرکت آرام و ظریف متداولتر است.
Common. Primarily used for movement on water or in air where gravity is counteracted, implying buoyancy. 'A cork floated on the water' works. Can be used for smells, but 'wafted' is more common for gentle, subtle movement.
اسم — نسیم بو
بوی یا صدایی که به آرامی در هوا حمل میشود.
A smell or sound carried gently on the air.
«نسیمی از عطر به او رسید.»
“A waft of perfume reached him.”
«او بویی از قهوه از کافه دریافت کرد.»
“He caught a waft of coffee from the cafe.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به طور خاص به یک بوی مختصر و جزئی اشاره دارد. 'A whiff of perfume' درست است. حس سریعتر و گذراتری نسبت به 'waft' را القا میکند.
Common. Refers specifically to a brief, slight smell. 'A whiff of perfume' works. Implies a quicker, more fleeting sense than 'waft'.
ادبی. میتواند به حرکت بسیار سبک و آرام هوا یا بوی ضعیف اشاره کند. 'A breath of fresh air' درست است. شاعرانهتر از 'waft' است.
Literary. Can refer to a very light, gentle movement of air or a faint smell. 'A breath of fresh air' works. More poetic than 'waft'.