waffle

waf·fle/ˈwɒfl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): waffles

اسم — وافل

وافل

یک کیک ترد از خمیر که در دستگاه وافل‌پز پخته شده و معمولاً دارای طرح شبکه‌ای است.

A crisp cake of batter cooked in a waffle iron, typically having a grid-like pattern.

«او برای صبحانه وافل با شربت و توت سفارش داد.»

She ordered waffles with syrup and berries for breakfast.

«بوی وافل تازه آشپزخانه را پر کرده بود.»

The smell of fresh waffles filled the kitchen.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): waffledpast participle (مفعولی): waffled-ing (حال): waffling3rd (سوم): waffles

فعل — لاف زدن

لاف زدنحرف مفت زدنمتردد بودن در حرف

به صورت مبهم یا دودلانه و طولانی صحبت کردن یا نوشتن.

To speak or write at length in a vague or indecisive way.

«او وقتی سوالات سخت از او پرسیده می‌شود، تمایل دارد مبهم صحبت کند.»

He tends to waffle when asked difficult questions.

«دست از لاف‌زدن بردار و یک پاسخ روشن بده.»

Stop waffling and give us a clear answer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ditherمردد بودن

رایج. بر دودلی و تردید، اغلب در عمل یا گفتار، تأکید دارد. می‌تواند جایگزین 'waffle' شود وقتی ایده اصلی ناتوانی در تصمیم‌گیری است، نه صرفاً مبهم صحبت کردن. 'او در مورد تصمیمش مردد بود' درست است، 'او در مورد موضوع لاف می‌زد' مشابه 'waffle' است.

Common. Emphasizes indecision and hesitation, often in action or speech. Can replace 'waffle' when the main idea is being unable to make up one's mind, rather than just speaking vaguely. 'He dithered about his decision' works, 'He dithered on about the topic' is similar to 'waffled'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000