wafts

/wæfts/
waftto carry lightly through the air-sthird person singular verb ending or plural noun
1verb (فعل)commonpast (گذشته): waftedpast participle (مفعولی): wafted-ing (حال): wafting3rd (سوم): wafts

فعل — بوی به مشام رسیدن

بوی به مشام رسیدنبه هوا بردن

به آرامی و به نرمی از طریق هوا حمل شدن.

To carry lightly and smoothly through the air.

«عطر از پنجره باز به هوا می‌پیچد.»

The scent wafts through the open window.

«نسیم خنک برگ‌ها را به آرامی جابه‌جا می‌کند.»

A cool breeze wafts the leaves away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
driftسرگردان شدن

روزمره؛ معنی مشابه دارد ولی 'drift' معمولاً آرام‌تر و بدون هدف است.

Everyday; similar in meaning but 'drift' often implies slower or more aimless movement.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): wafts

اسم — نسیم

نسیمبوی سبک

حرکت سبک هوا که بوی یا صدایی را منتقل می‌کند.

A light movement of air carrying a smell or sound.

«نسیم سبک عطر فضا را پر کرد.»

A waft of perfume filled the room.

«صدایی ضعیف از دور به گوش می‌رسید.»

There was a waft of sound from the distance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000