adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): waggiersuperlative (عالی): waggiest
صفت — پرجنبش
پرجنبشدمتکاندهنده
تمایل به تکان خوردن یا تکان داده شدن؛ با ویژگی تکان خوردن.
Tending to wag or be wagged; characterized by wagging.
«توله سگ دم بسیار پرجنبشی داشت که هیجانش را نشان میداد.»
“The puppy had a very waggy tail, showing its excitement.”
«او با انگشتی تکاندهنده به بچهها هشدار داد.»
“She gave a waggy finger to warn the children.”
تفاوت با واژههای مشابه
frisky— بازیگوش
روزمره. حیوانی، به ویژه جوان، را توصیف میکند که سرزنده، بازیگوش و پر انرژی است. یک 'توله سگ بازیگوش' ممکن است 'دم تکاندهنده' نیز داشته باشد، اما 'frisky' حالت کلی پر انرژی آن را توصیف میکند، نه فقط دم آن را.
Everyday. Describes an animal, especially a young one, that is lively, playful, and full of energy. A 'frisky puppy' might also have a 'waggy tail', but 'frisky' describes its overall energetic mood, not just its tail.