در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخص یا حیوانی که چیزی را، معمولاً دم را، تکان میدهد.
A person or animal that wags something, typically a tail.
«آن سگ کوچک همیشه دمش را تکان میداد و همیشه از دیدن مردم خوشحال بود.»
“The little dog was a constant wagger, always happy to see people.”
«او با انگشتش اینقدر تکان میداد و هر نکته را تأکید میکرد.»
“He was such a wagger with his finger, emphasizing every point.”
(عامیانه، بریتانیا) غایب بدون اجازه از مدرسه؛ کسی که از مدرسه فرار میکند.
(Slang, UK) A truant; someone who is absent from school without permission.
«مدیر مدرسه چند دانشآموز فراری را که سعی داشتند یواشکی وارد سینما شوند، دستگیر کرد.»
“The headmaster caught a few waggers trying to sneak into the cinema.”
«مدرسه گریزی میتواند شما را به دردسر جدی بیندازد.»
“Being a wagger could get you into serious trouble.”
رسمی/حقوقی. اصطلاح استاندارد برای کسی که از مدرسه فرار میکند. 'Truant' در این معنی رسمیتر و کمتر عامیانه از 'wagger' است. 'او توسط هیئت مدیره مدرسه غایب اعلام شد'.
Formal/Legal. The standard term for someone who avoids school. 'Truant' is more official and less informal than 'wagger' in this sense. 'He was declared a truant by the school board'.