waged

/weɪdʒd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): wagedpast participle (مفعولی): waged-ing (حال): waging3rd (سوم): wages

فعل — اعلام کردن

اعلام کردنبه راه انداختنبه انجام رساندن

آغاز و انجام دادن (جنگ، مبارزه یا کمپینی).

Carried out or engaged in (a war, campaign, or struggle).

«آنها علیه دشمنان خود جنگیدند.»

They waged war against their enemies.

«فعالان کمپینی برای اقدامات اقلیمی به راه انداختند.»

The activists waged a campaign for climate action.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conductedهدایت کردن

رایج. در متون رسمی درباره‌ی تلاش‌های سازمان‌یافته جایگزین است.

Common. Can replace 'waged' in formal contexts about organized efforts or campaigns.

foughtجنگیدن

رایج. وقتی تأکید بر مبارزه واقعی است جایگزین می‌شود.

Common. Replaces 'waged' when emphasizing actual combat or fighting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000