verb (فعل)commonpast (گذشته): waggedpast participle (مفعولی): wagged-ing (حال): wagging3rd (سوم): wags
فعل — تکان دادن
تکان دادنجنباندن
چیزی را سریع از یک طرف به طرف دیگر حرکت دادن، مخصوصاً دم حیوانات.
Moved something quickly from side to side, especially a tail.
«سگ دم خود را با خوشحالی تکان داد.»
“The dog wagged its tail happily.”
«او انگشتش را برای هشدار تکان داد.»
“She wagged her finger to warn him.”
تفاوت با واژههای مشابه
waved— موج دادن
رایج؛ حرکت مشابه ولی waved معمولاً بزرگتر و آزادتر است.
Common; similar motion but waved is often larger/freer movements compared to wagging.