wagged

/wæɡd/
wagto move side to side or up and down-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): waggedpast participle (مفعولی): wagged-ing (حال): wagging3rd (سوم): wags

فعل — تکان دادن

تکان دادنجنباندن

چیزی را سریع از یک طرف به طرف دیگر حرکت دادن، مخصوصاً دم حیوانات.

Moved something quickly from side to side, especially a tail.

«سگ دم خود را با خوشحالی تکان داد.»

The dog wagged its tail happily.

«او انگشتش را برای هشدار تکان داد.»

She wagged her finger to warn him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wavedموج دادن

رایج؛ حرکت مشابه ولی waved معمولاً بزرگ‌تر و آزادتر است.

Common; similar motion but waved is often larger/freer movements compared to wagging.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000