در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با حرکت کوتاه، سریع و از یک سو به سوی دیگر یا بالا و پایین حرکت میکند، اغلب به شکلی بازیگوشانه.
Moving with a short, quick, side-to-side or up-and-down motion, often in a playful manner.
«توله سگ دمی بامزه و جنبان داشت.»
“The puppy had a cute waggly tail.”
«او حرکت جنبان اسباب بازی را تماشا کرد.»
“She watched the waggly movement of the toy.”
روزمره. بسیار شبیه 'waggly' اما میتواند به حرکتی کمی پیوستهتر یا کمتر کنترلشده اشاره کند. اغلب برای توصیف دم سگ یا دندان کودک قابل تعویض است. 'کرم پیچ و خمدار' درست است، 'کرم جنبان' کمتر رایج است.
Everyday. Very similar to 'waggly' but can imply a slightly more continuous or less controlled movement. Often interchangeable for describing a dog's tail or a child's tooth. 'A wiggly worm' works, 'A waggly worm' is less common.
روزمره. به بیثباتی یا عدم تعادل اشاره دارد که اغلب با خطر افتادن همراه است، در حالی که 'waggly' بیشتر به یک حرکت کنترل شده و تکراری اشاره دارد. 'میز لق' درست است، 'میز جنبان' درست نیست.
Everyday. Implies instability or unsteadiness, often with a risk of falling, whereas 'waggly' is more about a controlled, repetitive motion. 'A wobbly table' works, 'A waggly table' does not.