در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مغز خوراکی بزرگی با پوسته سخت و چروکیده و مغز پرپیچوخم و خوشطعم که روی درخت رشد میکند.
A large, edible nut with a hard, wrinkled shell and a convoluted, rich-flavored kernel, growing on a tree.
«او برای تردی بیشتر، گردو به سالاد اضافه کرد.»
“She added walnuts to the salad for extra crunch.”
«روی کیک با گردوی خرد شده تزئین شده بود.»
“The cake was topped with chopped walnuts.”
چوب درخت گردو که به دلیل رنگ تیره، استحکام و دانه ریز خود بسیار ارزشمند است و در مبلمان و سایر کارهای چوبی استفاده میشود.
The wood of a walnut tree, highly valued for its dark color, strength, and fine grain, used in furniture and other woodwork.
«میز عتیقه از چوب گردوی یکپارچه ساخته شده بود.»
“The antique table was made of solid walnut.”
«چوب گردو یک انتخاب محبوب برای مبلمان با کیفیت بالا است.»
“Walnut is a popular choice for high-quality furniture.”