اسم — دیوارها
جمع کلمه wall به معنای سازههای عمودی که اضلاع یک ساختمان یا اتاق را تشکیل میدهند یا یک مانع حصارکننده هستند.
The plural form of 'wall', meaning vertical structures forming sides of a building or room, or an enclosing barrier.
«دیوارهای قلعه خیلی ضخیم بودند.»
“The castle walls were very thick.”
«او تمام دیوارهای اتاق نشیمن را رنگ کرد.»
“He painted all the walls in the living room.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به موانع یا تقسیمکنندههای فیزیکی اشاره دارد، قابل تعویض است. 'دیوارهای قلعه' میتواند 'موانع قلعه' باشد. برای دیوارهای داخلی اتاق به کار نمیرود.
Common. Interchangeable when referring to physical obstructions or divisions. 'The walls of the fortress' can be 'the barriers of the fortress'. Not for interior room walls.
رایج. برای سازههای جداکننده داخلی به کار میرود که اغلب سبکتر از دیوارهای کامل هستند. 'دیوارهای اداره' میتواند 'جداکنندههای اداره' باشد. برای دیوارهای خارجی یا باربر نیست.
Common. Used for interior dividing structures, often lighter than full walls. 'Office walls' could be 'office partitions'. Not for exterior or load-bearing walls.
فعل — دیوار میکشد
صیغه سوم شخص مفرد فعل 'wall' به معنای محصور کردن یا محافظت کردن با دیوار.
The third-person singular present form of 'wall', meaning to enclose or protect with a wall.
«شهر خود را در برابر مهاجمان دیوار میکشد.»
“The city walls itself against invaders.”
«او باغ را دیوار میکشد تا گوزنها وارد نشوند.»
“He walls off the garden to keep deer out.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. زمانی قابل تعویض است که بر عمل ایجاد یک مرز تأکید شود. 'او باغش را دیوار میکشد' شبیه 'او باغش را محصور میکند' است.
Formal. Can be used interchangeably when the act of forming a boundary is emphasized. 'He walls off his garden' is similar to 'He encloses his garden'.
رایج. زمانی قابل تعویض است که مانع حصار باشد نه دیوار محکم، اما هدف مشابه است. 'کشاورز زمینش را دیوار میکشد' میتواند 'کشاورز زمینش را حصار میکشد' باشد.
Common. Interchangeable when the barrier is a fence rather than a solid wall, but the purpose is similar. 'The farmer walls his land' could be 'the farmer fences his land'.