watchdogging

watch·dog·ging/ˈwɒtʃˌdɒɡɪŋ/
noun (اسم)formal

اسم — نظارت مستمر

نظارت مستمرمراقبت دقیق

عمل نظارت یا مراقبت برای جلوگیری از مشکلات، معمولاً توسط افراد یا گروه‌ها برای رعایت قوانین.

The act of monitoring or supervising to prevent problems, often by individuals or groups ensuring proper conduct.

«نظارت دقیق برای شفافیت شرکتی بسیار مهم است.»

Watchdogging is crucial for corporate transparency.

«آنها در نظارت بر اقدامات دولت شرکت داشتند.»

They engaged in watchdogging government actions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
monitoringپایش

اصطلاح کلی برای مشاهده مشکلات؛ watchdogging به نظارت فعال اشاره دارد.

General term for watching for issues; watchdogging emphasizes active supervision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000