waterproofing

wa·ter·proof·ing/ˈwɔːtərˌpruːfɪŋ/
waterliquid H2Oproofresistant to / impervious to-ingprocess / material
1noun (اسم)common

اسم — ضدآب‌سازی

ضدآب‌سازیعایق‌بندی رطوبتی

فرایند یا ماده‌ای که برای ضد آب کردن چیزی استفاده می‌شود تا از عبور آب جلوگیری کند.

The process or material used to make something resistant to the passage of water.

«ضدآب‌سازی سقف برای جلوگیری از نشت ضروری است.»

The waterproofing of the roof is essential to prevent leaks.

«آنها ماده ضدآب‌کننده خاصی را به چادر زدند.»

They applied a special waterproofing material to the tent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sealingآب‌بندی

فنی/روزمره. «سیلینگ» به آب‌بندی یا هوا‌بندی چیزی، اغلب با استفاده از ماده درزگیر، اشاره دارد. از ضدآب‌سازی گسترده‌تر است زیرا می‌تواند برای هوا نیز به کار رود، اما در زمینه آب، بسیار شبیه و اغلب قابل تعویض است، به ویژه برای اشیاء کوچک‌تر یا شکاف‌ها.

Technical/Everyday. 'Sealing' refers to making something airtight or watertight, often by applying a sealant. It is broader than waterproofing as it can also apply to air, but in the context of water, it's very similar and often interchangeable, especially for smaller objects or gaps.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more waterproofingsuperlative (عالی): most waterproofing

صفت — ضد آب کننده

ضد آب کننده

طراحی شده یا در نظر گرفته شده برای ضد آب کردن چیزی.

Designed or intended to make something waterproof.

«او اسپری ضد آب کننده برای پوتین‌های کوهنوردی‌اش خرید.»

He bought waterproofing spray for his hiking boots.

«این شرکت در راه‌حل‌های ضد آب کننده برای زیرزمین‌ها تخصص دارد.»

The company specializes in waterproofing solutions for basements.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000