waterproof

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wa·ter·proof/ˈwɔː.tər.pruːf/
waterliquid without shapeproofresistant or protected
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more waterproofsuperlative (عالی): most waterproof

صفت — ضد آب

ضد آبمقاوم در برابر آب

طوری ساخته شده که اجازه عبور آب را نمی‌دهد

Designed to not allow water to pass through

«یک کت ضد آب برای فصل بارانی خریدم.»

“I bought a waterproof jacket for the rainy season.”

«این بوت‌ها ضد آب هستند و مناسب شرایط مرطوب.»

“These boots are waterproof, suitable for wet conditions.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000