waterski

wa·ter·ski/ˈwɔːtərski/
waterliquid essential for lifeskigliding on snow or water
noun (اسم)commonplural (جمع): waterskis

اسم — آب‌اسکی

آب‌اسکیاسکی روی آب

یک جفت اسکی که برای سر خوردن روی آب ساخته شده است.

A pair of skis designed for gliding on water.

«او برای تابستان آب‌اسکی جدید خرید.»

He bought new waterskis for the summer.

«بعد از سقوط، آب‌اسکی‌ها خراب شدند.»

The waterskis were damaged after the fall.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000