در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی خسته یا فرسوده، با حالتی از خستگی.
In a tired or exhausted manner.
«او پس از یک روز طولانی، با خستگی از پلهها بالا رفت.»
“She wearily climbed the stairs after a long day.”
«او با خستگی آهی کشید و نشست.»
“He sighed wearily and sat down.”