wearily

wear·i·ly/ˈwɪərɪli/
wearytired-lyin a specified manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): wearyposition (جایگاه): end

قید — از روی خستگی

از روی خستگیبا خستگیخسته‌وار

به شکلی خسته یا فرسوده، با حالتی از خستگی.

In a tired or exhausted manner.

«او پس از یک روز طولانی، با خستگی از پله‌ها بالا رفت.»

She wearily climbed the stairs after a long day.

«او با خستگی آهی کشید و نشست.»

He sighed wearily and sat down.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000