wearied

wear·ied/ˈwɪrid/
wearto cause tiredness-iedpast participle suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): weariersuperlative (عالی): weariest

صفت — خسته

خستهفرسوده

احساس خستگی بسیار شدید یا فرسودگی داشتن.

Feeling extremely tired or exhausted.

«او بعد از سفر طولانی خسته به نظر می‌رسید.»

She looked wearied after the long journey.

«سربازان از جنگ خسته شده بودند.»

The soldiers were wearied from battle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tiredخسته

متداول. کلمه کلی برای خستگی، در بسیاری از زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. General word for fatigue, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000