weening

ween·ing/ˈwiːnɪŋ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): wenedpast participle (مفعولی): wened-ing (حال): weening3rd (سوم): weens

فعل — فکر کردن

فکر کردنباور داشتن

شکل قدیمی یا شاعرانه به معنی «فکر کردن» یا «باور داشتن».

Old or poetic form meaning 'thinking' or 'believing'.

«فکر می‌کنم او زود خواهد آمد.»

I ween he will come soon.

«او باور دارد که این درست است.»

She weens that this is true.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thinkingفکر کردن

معادل مدرن weening.

Modern equivalent of 'weening'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000